چند ماهی میشه که برنامه آن روی سکه به روی آنتن رفته و باعث شده که نقدهای متفاوتی از طرف منتقدین در خصوص این برنامه به عمل بیاید. برخی از منتقدین بر این عقیده اند که این برنامه برای ثبات ملی امری اجنتاب ناپذیر است و باعث اتحاد می شود و بعضی هم آنرا مانع اتحاد و انسجام می دانند و نتیجه این امر را اختلاف بین اقوام و استان های مختلف می دانند که در پایین تشریح مفصلی در راجع آن نوشته ام.
تشریح مسابقه :
شرح این مسابقه بدین صورت است که مجری ابتدا استان های شرکت کننده را معرفی می کند که در این بخش با تپق های فاحش مجری روبرو می شویم (مثلا در یک قسمت بجای اینکه بگوید خدا را چه دیدی گفت خدا چه می دونه!!؟) و بعد دو استان رقیب به صورت معمول و مرسوم خود را معرفی می کنند که خود من در یک قسمت این مجموعه شاهد بودم یکی از هم قومی مرا ایشان به دلیل اینکه فارسی را با لهجه نه چندان غلیظ حرف می زد به صورت سطحی مسخره کرد و ادای آن را درآورد (گرچه در صورتی که هم لهجه غلیظ داشت حق تمسخر ندارد چون اگر خود او ترکی آذری سخن بگوید همه اش را با لهجه حرف می زند) و بعد نیز همه چیز مسابقه به بخت و اقبال و شانس بستگی دارد و مثلا برای یک استان دو بار پوچ می آید ولی ممکن است برای استان دیگری هیچ سکه خالی (پوچ) نیاید. در بخش سوالات نیز سوالات خام و بیهوده نیز مطرح می شود که به هیچ وجه درخور شایسته یک برنامه رسمی تلویزیونی نیست (مثلا در یک برنامه اعلام کرد که موسس سلسله قاجار کیست که مهال است کسی ایرانی باشد و نداند یا مثلا برای کسی که نماینده همدان بود و در همدان زندگی می کرد پرسید غار علی صدر کجاست که جوابش برای او بسیار واضح است ) ولی ممکن است برای استانی نیز سوالی مطرح شود که با سنین کم نوجوانان شرکت کننده سازگار نیست و لا جرم سوال بی پاسخ می ماند در نتیجه توازن معینی میان سهل و سخت بودن در سوالات وجود ندارد.
موافقان این برنامه: آنها می گویند این امر باعث میشود به اقوام مختلف بهای بیشتری داده شود و ایران را یکپارچه و متحد کند .
مخالفان این برنامه: مخالفان این برنامه (من هم کم و بیش با این افراد موافقم) چون به نظر من و این افراد دلیلی وجود ندارد که ایران را از یکدیگر جدا بنگریم و یک رقابت وبدئو کنفرانسی را در رسانه رسمی و مهمی مثل سیمای جمهوری اسلامی نمایش بدهیم. البته اگر اشکال این برنامه فقط این بود امکان چشم پوشی وجود داشت ولی متاسفانه در این برمنامه همانطور که در بالا گفتم عدالت نیز رعایت نمی شود و مثلا ممکن است برای یک استان دو بار پوچ بیاید و برای استان دیگر اصلا سکه خالی (پوچ) نیاید.و در بعضی اوقات نیز افراد نالایق و برای استان ها انتخاب میشود که نتیجه اش شکست را در پی دارد و باعث تحقیر استان مغلوب می شود مثلا در چند مسابقه قبلی که اصفهان با استان آذربایجان شرقی مسابقه داشت اصفهان با فرجامی سنگین شکست خور (با نتیجه 30-130 ) که درخور و شایسته این استان با این همه مفاخر و خزائن والا علمی و فرهنگی که با نام پایتخت فرهنگی جهان اسلام نیز شناخته می شود نیست. بلکه علت ناکامی و عدم موفقیتش فقط بخاطر انتخاب غلط نماینده برای آن استان در مسابقه و وجود شرایط متشنج مسابقه که باعث استرس میشود ایجاد شد.
به نظر من چیزی به عنوان تکرار در تاریخ و وقایع آن عملا وجود ندارد و تنها چیزی که از آن می توان به عنوان تکرار یاد کرد تکرار رویدادهای واقعه است و بی هیچ وجه تکرار واقعه روی نمی دهد و فقط امکان دارد اتفاقاتی شبیه به وقایع قرون قبل از خویش روی دهد، چون در تکرار واقعه انسانها و زمان و مکان و اتفاقات باید دقیقا یکی باشند که عملا اینطور نیست. حال می خواهم دیکتاتور مطلقی را معرفی کنم که به خاطر عدم عبرت از تاریخ به چه مصیبت هایی نائل گشت.
آدولف هیتلر :

من درباره این نژاد پرست و جنگ طلب و خونخوار مادرزاد بسیار مطالعه کردم بنابر این بر خود واجب می دانم اشتباهات این خدای جنگ نازی را که می توانست بنا به گفته خویش رایش را مقتدرترین دولت جهان کند که عمر آن به هزار سال برسد را بازگو کنم. و اگر خدا بخواهد در پست های بعدی بیشتر درباره او خواهم نوشت.
دیکتاتور و حاکم مطلق رایش سوم (آلمان نازی) بین سالهای ۱۹۳۲تا ۱۹۴۵. یکی از اشتباهات آن حمله به شوروی (روسیه فعلی) در فصل سخت و زمستان سیببری و روسیه و توقف چهل و هشت ساعته عملیات در آن سرما و ایجاد دو جبهه وسیع در غرب و شرق و حمله به شبه جزیره بالکان که باعث گردید که جبهه جنگ بسیار وسیع شود درصورتی که می توانست از ناپلئون بناپارت عبرت بگیرد که در سرما قوایش جان سپردند .
اگر خدا بخواهد در پست های بعدی درباره هیتلر و همدستان و متحدینش بیشتر خواهم نوشت. این مطالب را خودم نوشته ام ، اگر خواهان اطلاعات بیشتر درباره این دیکتاتور بزرگ هستید به سایت زیر مراجعه کنید.
(مطالعه بیشتر در ویکی پدیا فارسی)